شاید بتوان در یک تقسیم بندی کلی، سبک های موسیقی را به دودسته تقسیم کرد:

موسیقی جهانی و موسیقی محلی (فولکلوریک). موسیقی جهانی شامل سبک هایی از موسیقی است که با معیارهای استاندارد موسیقی شامل اصول هارمونیک و سازبندی، فارغ از مرزبندی جغرافیایی، همگونی داشته باشد، مانند موسیقی کلاسیک. اما در موسیقی های محلی ملل مختلف، دربسیاری موارد، شاخصه هایی وجود دارد که با فرهنگ خاص مردم آن نواحی همساز است و چه بسا از دید مردمان دیگر، چندان مقبول نباشد. مانند اختلاف زبان و مذهب. در موسیقی دسته دوم، سازها نقش مهمی در معرفی شخصیت آن سبک خاص موسیقی دارند و گیتار از جمله سازهایی است که در انواع مختلف موسیقی فولک، همچون فلامنکو، جزو کانتری حضوری پر رنگ داشته است. در این نوشتار سعی بر این است که به معرفی سبک های مختلف گیتار پرداخته شود.چرا که به صرف فراگیری تکنیک های نوازندگی گیتارواجرای قطعات مختلف، بدون علم وآگاهی کافی نسبت به خصوصیات یک سبک،نمی توان به اصل نوازندگی دست یافت.بانگاهی اجمالی به زندگی نوازندگان برجسته گیتار،میتوان دریافت که درک ودانش بالای آنها از موسیقی وسبک مورد نظرشان،یکی از مهمترین عوامل تأثیر گذار در نوازندگیشان بوده است. البته تشریح مشخصه های هر یک از سبک های گیتار، خود مستلزم مقاله ای جداگانه است.

به طورکلی سبک های اصلی نوازندگی گیتار عبارتند از:

کلاسیک (Classic) فلامنکو(Flamenco) جزJazz)) راک Rock)) پاپ(Pop)

گیتار را می توان از لحاظ ساختار به دو دسته کلی تقسیم کرد: ۱٫آکوستیک ۲٫ الکتریک

گیتارهای آکوستیک شامل: الف :گیتارهای با سیم نایلونی(گیتار کلاسیک- فلامنکو)

ب:گیتارهای با سیم مفتولی (گیتار آکوستیک و اوویشن)، همچنین گیتار های ۱۲سیم که ۶ جفت سیم دارند (که ۶ تا سیم اصلی هر کدام با یک سیم نازکتر کوک می شود (در یک نت یا یک اکتاو بالاتر) می باشند. در سبکهای کلاسیک و فلامنکو، تنها از گیتار معروف به گیتار کلاسیک استفاده می شود که از لحاظ ساختار (جنس چوب و رنگ صدا) اختلافی جزیی با هم دارند.اما در بقیه سبکهای فوق، انواع مختلف گیتار مورد استفاده قرار می گیرند.

گیتار کلاسیک

گیتار کلاسیک ریشه در تکنیک ها وتمریناتی دارد که نوازندگان و آهنگسازان در طی سالیان متمادی رعایت کرده اند و با گذشت زمان، به آنها وفادار مانده اند، قطعات مربوط به این سبک ، مشخصاً از ارکان ساختاری موسیقی کلاسیک پیروی می نماید.

موسیقی کلاسیک به مطالعه و پژوهش نیاز داشته و شنونده باید از انواع دوره های کلاسیک یعنی رنسانس، باروک، کلاسیک، رمانتیک، نئوکلاسیک، مدرن و آوا نگار دو فرم های مختلف این موسیقی شناخت داشته باشد و به نوعی نوازندگی در این سبک، علاوه بر تمرین و کسب تکنیک بالا، نیازمند مطالعه در زمینه های فوق می باشد. طی کردن دوره های آموزشی منظم و اصولی برای بدست آوردن مهارتهای تکنیکی نوازندگی در این سبک الزامی است.

نوازندگی گیتار کلاسیک به دوقسمت تقسیم می شود:

۱ تکنوازی(Solo)، دونوازیDuett))،

سه نوازی Trio))، چهارنوازیQuartet))

۲ کنسرتوConcerto)) با ارکستر

استفاده از متدهای آموزشی نوازندگی گیتار کلاسیک برای کسانیکه قصد نواختن گیتار در سایر سبکها را دارند، در اغلب موارد ضروری میباشد.

نخستین آهنگسازان گیتار، موسیقیدانهای سبک کلاسیک بودند که پایه ریزان این سبک از موسیقی برای ساز گیتار شناخته میشوند. شاید اشاره ای به تاریخچۀ این سبک و آهنگسازان و نوازندگان تاثیرگذارآن خالی از لطف نباشد.

اواخر قرن ۱۸ و آغاز قرن ۱۹ را میتوان دوران تحول ساز گیتار نامید. تحولاتی همچون تبدیل گیتار از پنج سیم به شش سیم، سیمهای جفت به تک سیم، کوک جدید و همچنین شیوه های جدید در ساخت ساز.دوران شکوفایی گیتارکلاسیک رامیتوان سده ۱۹ نامید که مرهون شخصیتهایی همچون:فرناندو سور،مائورو جولیانی،دایونیسیو اگوادو،فرناندو کار و لیوفرانسیسکو تارگا بوده است. در ادامه به معرفی تعدادی از شخصیتهای مهم این سبک میپردازیم:

فرناندو سور Fernando Sor

(۱۷۷۸ – ۱۸۳۹)

یکی از برترین آهنگسازان گیتار؛ مبدا تکنیکهای بسیار برای گیتار و تمرینهای مختلف برای رشد تکنیک در نوازندگی گیتار کلاسیک.

رسالۀ شیوۀ گیتار نوازی او که حاصل تجربیات او در امر نوازندگی بود، یکی از برترین منابع آموزشی گیتار در زمان خود محسوب می شد. این رساله دارای بیش از ۶۳ اپوس میباشد که عمدۀ آنها برای گیتار تنظیم شده است. سور، به حق شایسته عنوان بتهوون گیتار بود.

مائورو جولیانی Mauro Giuliani

(۱۸۲۹ – ۱۷۸۱)

آثار مهم و قابل توجه او عبارتند از:

سه کنسرت و گیتار، یک دورۀ فانتزی گیتار تنها از شماره های ۱۱۹ تا ۱۲۴، چند سونات برای

ویولون- گیتار و فلوت- گیتار، یک پنج نوازی(کوئینتت) برای گیتار و سازهای زهی به شمارۀ ۶۵، چند مجموعۀ آوازی با همراهی گیتار. همچنین چندین اثر سمفونیک نیز برای اجرا با دو گیتار تنظیم کرده و از او تعداد زیادی اثر آموزشی و تمرینی به جای مانده است که در بین تمام آنها، کتاب آموزشی شمارۀ ۱ هنوز هم توسط معلمین گیتار مورد استفاده قرار میگیرد.

فردیناندو کارولی Ferdinando Carulli

(۱۷۷۰-۱۸۴۱)

او در ابتدا نوازنده ویولون سل بود، اما شیفته گیتار شد و خود اقدام به فراگیری آن نمود و به بالاترین سطح از نوازندگی دست یافت. اجراهای مختلفی که در سراسر اروپا داشت با تشویق بسیار روبرو شد.

شاید بتوان گفت کارولی، با بیش از ۴۰۰ اثر که شامل قطعات مختلف و روش کامل آموزش گیتار (که برای اولین بار صورت می گرفت) یکی از مطرح ترین شخصیت های گیتار کلاسیک بوده است.

فرانسیسکو تارگا Fransisco De Asis Tarrega

(۱۸۵۲-۱۹۰۹)

نوازنده بزرگی که با تکنیکهای بدیع و روشی جدید در نوازندگی گیتار کلاسیک، به همراه تصنیف قطعات بسیار زیبا که روح هر شنونده ای را محسور می ساخت، اعتباری شگرف به این ساز بخشید، سازی که تا آن زمان بی اهمیت و کم ارزش شنا خته می شد. قطعات معروف «خاطرات الحمرا» و «کاپریچیو عرب» از آثار اوست که قطعۀ اول، جزو محبوب ترین قطعات در بین نوازندگان گیتار کلاسیک می باشد.

آندره سگوویا Andres Segovia

(۱۸۹۳-۱۹۸۷)

بدون شک نوازندگان گیتار کلاسیک حال حاضر، مدیون یک نفر هستند: آندره سگوویا. کسی که به جرئت میتوان گفت نوازندگی گیتار کلاسیک و ارتقا آن به یک ساز اصلی ارکستر، حاصل فعالیتهای او می باشد. با همت این نوازنده معاصر بود که تدریس ساز گیتار به عنوان یک ساز مهم، مانند پیانو و ویولون در دانشگاه ها و سایر مراکز موسیقی مطرح شد و روشهای نوین تدریس را پایه ریزی نمود. او چنان اعتباری به این ساز بخشید که در هیچ دوره ای دیگر کسی به این مهم دست نیافته بود و گیتار توانست بعد از سالها خود را از زیر سایه سنگین سازهای دیگر بیرون بکشد.

از نوازندگان برجستۀ امروز این سبک می توان به جان ویلیامز (John Williams)، په په رومرو (Pepe Romero)، جولیان بریم (Julian Bream) و نارسیسو یه پز (Narciso yepes) اشاره کرد..

گیتار فلامنکو

فلامنکو هنری ناب و ذاتاً اسپانیایی است. در مورد ریشۀ لغوی فلامنکو بحث های بسیاری است، اما در مورد ریشه های این موسیقی میتوان گفت کولیان خانه به دوشی بودند که طی قرون مختلف در سرتاسر دنیا پراکنده شده بودند و یک دسته از آنها پا به سرزمینی گذاشتند که خط تلاقی میان فرهنگ شرق و غرب بود. موسیقی، جزو لاینفکی از زندگی روزمره کولی ها بود. هر چند با فقر و سختی زندگی خود را سپری می کردند، اما شادی و غمهای خود را با آوازهای سوزناک و رقصهای منحصر بفرد خود بروز می دادند و همین نغمه ها و رقصها، ساختار موسیقی فلامنکوی امروزی را شکل دادند.

فلامنکو مشخصا دارای سه رکن اساسی است:

کانته (آواز) Cante

بایله (رقص) Baile

گیتارا (گیتارنوازی) Guitara

کانته یا آواز، در واقع مشخص کننده هارمونی خاص این موسیقی بوده و توسط گیتار همراهی می شده است که بعدها تکنوازی گیتار فلامنکو به شکل امروزی آن، بر پایه های بنا شده قبلی بسط داده شد. بسیاری از نوازندگان برتر گیتار فلامنکو معتقدند که روح و جوهرۀ موسیقی فلامنکو در کانته نهفته است و یک نوازنده هیچگاه نباید از ریشه ها دور شود.

بایله یا همان رقص مخصوص فلامنکو، نمایانگر هیجانات ریتمیک این موسیقی استوبسیاری از تکنیکهای تکنوازی خاص گیتار در این سبک، به دلیل ایجاد امکان همراهی گیتار با این رقص ابداع شده است. از ویژگیهای این موسیقی میتوان به دستگاهی بودن آن، که در اصطلاح آن را توکه (Toque) می نامند، اشاره کرد و همچنین وجود الگوهای ریتمیک خاص به نام «کومپاس Compas» در دستگاههای مختلف آن. هر چند با مرور زمان از نظر هارمونی و تکنیکهای نوازندگی گیتار، تغیرات گسترده ای در این سبک ایجاد شده و به شاخه فلامنکو سنتی و فلامنکو مدرن تقسیم شده است، اما خاصیت دستگاهی بودن خود را که به نوعی اصالت این موسیقی است، حفظ نموده است.

تا قبل از قرن ۱۹ فلامنکو محدود به آواز و صدای ریتمیک کف زدن (پالماسPalmas) بود و به تدریج از قرن ۱۹ به بعد گیتار و رقص جایگاه خود را به عنوان عناصر اصلی این نوع موسیقی پیدا نمودند. همانطور که اشاره شد در ابتدا ساز گیتار تنها نقش همراهی کننده در رقصها و آوازها را دارا بوده و در چند دهۀ اخیر بود که هنر تکنوازی گیتار فلامنکو با حضور نوازندگانی چون «پاکو دلوسیا» به طور جدی مطرح و تثبیت شد.

از پیشگامان نوازندگی گیتار فلامنکو می توان به:

رامون مونتایا (Ramon Montoya)، نینو ریکاردو(Nino Ricardo)، سابیکاس(Sabicas)، اشاره کرد و از نوازندگان برجستۀ حال حاضر به پاکو دلوسیا (Paco De Lucia)، ویسنته آمیگو (Vicente Amigo) اشاره کرد.

گیتار جز

سبک جز را می شود به قاطعیت فریاد آزادیخواهانه سیاهان دانست. موسیقی که با ویژگیهای خاص خود، به یکی از محبوبترین سبکها تبدیل شده است. در خصوص تاریخچۀ این موسیقی میتوان گفت موسیقی جز در حدود سالهای ۱۹۵۸ در منطقه New Orleans آمریکا شکل گرفته است. از لحاظ ساختار موسیقایی، ریشۀ جز را باید در سبکهای رگ تایم (Ragtime) و بلوز (Blues)جستجو کرد. خیلی ها میان بلوز و جز تفاوتی قائل نمی شوند، در حالی که گستردگی جز در مقایسه با محدودیتهای بلوز قابل مقایسه نیست. به طور کلی میتوان گفت که در موسیقی جز، نوازنده یا آهنگساز در عین رعایت چهار چوبهای ساختاری، محدودیت خاصی در بیان فکر و ایدۀ خود ندارد و همین موضوع، باعث گستردگی و در عین حال پیچیدگی مشخصات هارمونیکی این سبک میگردد.

جز دارای زیر شاخه های مختلفی است که میتوان به هات جز «Hot Jazz» باپ «Bop» و دیسکی لند «Dixy Land» اشاره نمود.

از بنیانگذاران و پیشگامان این سبک میتوان از چارلز بادی بولدن (Charles Buddy Bolden) (1877-1931) جوکینگ اولیور (Joe King Oliver) (1885-1938) لوئیاستاچ مو آرمسترانگ (Louis Satchmo Armestron) (1901-1971) نام برد که سهم بسزایی در ارتقای آن داشتند.

جز یکی از سبکهای محبوب نوازندگان گیتار نیز می باشد. شاید دلیل این امر، آزادی بسیاریاست که این سبک به نوازنده می دهد .بر خلاف سبکی مانند کلاسیک که نوازنده محدود به اجرای قطعه می باشد، در سبک امکان بداهه نوازی بر روی تم اصلی قطعه به نوازنده داده می شود و خیلی اوقات آنچه می شنوید در یک لحظه و با تکیه بر احساسات نوازنده خلق شده که نشات گرفته از تکنیک نوازندگی بالا و درک و دانش موسیقی یک نوازنده جز است.

جان مک لافین (John McLaughin)، ال دی میولا (al di miola) وس مونتگومری (Wes Montgomery)

گیتار راک

منشأ راک اولیه را باید در دهۀ ۱۹۵۰، یعنی بعد از جنگ جهانی دوم جست. تأملات روحی و سرخوردگیهای ناشی از جنگ و برخورد نسل جدید با تفکرات سنتی حاکم بر جامعه، موجبات خشم و عصیان در جوانان آن دوره شده بود که باید به طریقی بروز پیدا می کرد و در این راه موسیقی نقش موثری را ایفا نمود و سبکی را بوجود آورد که در ابتدا «راک اند رول» و سپس به اختصار «راک» نام گرفت و ساز گیتار، با توجه به تغیراتی که در آن انجام شده بود و با صدای خاص همراه با افکت های مخصوص به خود، حال و هوای خاصی به این سبک بخشید.

بسیاری معتقدند جیمی هندریکس (Jimi Hendrix) تاثیر گذارترین نوازنده گیتار راک از دهۀ ۱۹۶۰به بعد بوده و به نوازندگی گیتار الکتریک ابعاد تازه و جدیدی اعطا نموده و تکنیکها و شیوۀ خاص نوازندگی او، موجبات علاقه مندی بسیاری از نوازندگان مطرح امروز به گیتار شده است. هر چند عمر کوتاهی داشت اما میتوان از او به عنوان معلم اول و یکی از پیشگامان نوازندگی گیتار الکتریک نام برد.

سبک گیتار راک، به زیر گروههای متعددی تقسیم می گردد که بحث در خصوص شاخصه های این سبکها، مقالی دیگر می طلبد. از گیتاریستهای بر جسته امروز این سبک میتوان به: اینگوی مالمستین(Yngwie Malmsteen)، جو ستریانی (Joe Satriani)، استیو وای Steve Vai))، مایکل آنجلو (Michael Angelo)، اشاره نمود.

گیتار پاپ

شاید نتوان سبک مشخصی را در نوازندگی گیتار، پاپ نامید. اما آنچه بیش از همۀ سبکها توسط مردم شنیده میشود، موسیقی پاپ است و گیتار یکی از سازهای مورد علاقه شنوندگان این موسیقی است. در واقع یک نوازنده گیتار که در هر یک از سبکهای مورد بحث قبلی فعالیت کرده باشد، میتواند با یک گروه پاپ همکاری نموده و قطعات پاپ را اجرا نماید. چرا که تکنیک نوازندگی و یا آهنگسازی مختص سبک پاپ وجود ندارد و تکنیکها، بسته به مهارت و سلیقه نوازنده یا آهنگساز از سبکهای دیگر وارد موسیقی گیتار پاپ میشوند، آن هم در فرمتهای ساده تر و قابل هضم تر برای شنوندۀ عادی. البته این بدان معنی نیست که نوازنده گیتار سبک پاپ، نمی تواند نوازنده ماهر و قابل قبولی باشد. بسیاری از نوازندگان و آهنگسازان این سبک، با داشتن تجربه های قبلی از فعالیت در سبکهای متنوع، درسطح قابل توجهی قرار دارند. در واقع موسیقی پاپ و نوازندگی گیتار در این سبک، چندان هم سطحی و ساده نیست و این موضوع ارتباط مستقیم با سطح درک موسیقیدان و شنوندگان آن موسیقی از تکنیک موسیقی دارد.

۲